تبليغاتX
بوخو سرزمین رویاها

بوخو سرزمین رویاها

این وبلاگ در نظر دارد: استان هرمزگان و نگین انگشتری خلیج فارس جزیره قشم را معرفی نماید

چهره های تاریخی تاثیرگذاربرسرنوشت استان هرمزگان :

امام قلی خان که بود؟  (قسمت دوم)

چون در ایران رسم است که وقتی شاه بخواهد فوق العاده به یکی از نوکرهای خود افتخار وشرافت دهد یکی از زنهای حرم خود را به او می بخشد ،شاه عباس هم یکی از زوجات خود را که خیلی طرف علاقه ومیل او بود برای امام قلی خان فرستاد و می گویند آن زن سه ماهه از شاه عباس آبتن بوده،و شش ماه پس از مراجعت امام قلی خان پسری زائید، وچون تولد او قبل از صفی میرزا  ،پدر شاه صفی شده بود او را اولاد ارشد شاه عباس ووارث تاج وتخت می دانست،و با وجود این که این ادعا مخالف آخرین وصیتی بود که شاه عباس درباره شاه صفی کرده بود،این پسر به اولادی خان شیراز معروف بود، به پدر خود اصرار می کرد که بر سر شاه صفی که هنوز خیلی جوان است تاخته او را دستگیر نماید و خود به جای او بر سریر سلطنت جلوس کند ، و اگر خود او میل به این کار ندارد وی را که وارث حقیقی تاج و تخت است به این اقدام اجازت دهد.

یک روز که همه آنها با شاه در حوش و حول شیراز مشغول شکار بودند آن جوان کم صبر به پدر خود نزدیک شد وگفت اینک موقع کار رسیده و بای یکی از ما دو نفر شاه بشویم، اگر تو اجازه می دهی من الان می روم و سر شاه صفی را می آورم ، امام قلی خان بازوی پسر را گرفته نگه داشت و گفت من هرگز به قتل پادشاه خود رضایت نخواهم داد و مردن خودرا هزار بار به چنین خیانتی ترجیح می دهم ، به جهت این که شاه عباس به خود من وصیت کرد که بعد از او شاه صفی نواده اش را به تخت سلطنت بنشانم ، و من آخرین خواهش ولی نعمت خود را محترم می شمارم و تا نفس دارم در بقای سلطنت شاه صفی خواهم کوشید، این ثبات عزم خان نقشه پسر او را باطل کرد ، از آن طرف مادر شاهصفی از کنکاش پسر های امام قلی خان آگاه شد و دانست چه در سر دارند و مصمم گردید که در دفع آنها مبادرت نماید و بیش از این وقت را تلف نکند ، دو پسر دیگر خان با برادر خود هم عقیده بودند و او را وارث حقیقی تاج و تخت می دانستند و در این عقیده چندان بی حق هم نبودند، اما خود خان با این که نیتش پاک بود اما قدرت و ثروت و اعتبار او در میان قشون و رعایا مادر شاه را پیوسته به سوء ظن واداشته و او را برای بقای سلطنت پسر خود مانع بزرگ تصور می کرد، بنابراین با اعتماد الدوله مشورت کرد که چگونه این خطر را علاج کنند، بلاخره به شاه حالی کردند که مادامی که امام قلی خان و سه پسر بزرگش زنده هستند برای جان او امنیت نخواهد بود ، شاه نیز اظهارات آنها را باور کرد اما آوردن آنها به دربار اشکال داشت و باید حیله و تدبیری به کار می برد ،  در همان اوقات سلطان مراد امپراطور ترک با قشون زیادی ایروان را گرفته و تبریز را خراب کرده بود ، به بهانه این که قشون عثمانی از طرف ارمنستان پیش می آید شاه ایران تمام خوانین و حکام ولایات را احضار کرد کهبا هر قدر قشون که می توانند در قزوین حاضر شوند و خود شاه به طرف قزوین حرکت کرد. وقتی این حکم به خان شیراز رسید فورا به جمع آوری پرداختند و آماده حرکت شدند همین که خواستند حرکت کنند پسر بزرگش پدر خود را مخاطب ساخته چنین گفت: خداوندگارا ما در رفتن به قتلگاه خود شتاب می کنیم و عنقریب است که سرهای ما به پاهای ما خواهد افتاد.پدرش به او گفت:

ای پسر من شاید تو راست بگوئی و حق به جانب تو باشد اما من تا به امروز به پادشاه خود عاصی نشده و از اطاعت آنچه بر من امر کرده خودداری ننموده ام ، و تا دم مرگ نیز به او اطاعت خواهم کرد هرچه می شود بشود.  پایان (قسمت دوم)

                                        دنباله ماجرا چند روز دیگر در همین وبلاگ

منابع:

-اعلام الناس فی احوال بندرعباس(سدیدالسلطنه کبابی)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 8:22  توسط رئوف  | 

چهره های تاریخی تاثیرگذاربرسرنوشت استان هرمزگان :

امام قلی خان که بود؟  (قسمت اول)

شاید شنیده باشید که امام قلی خان والی فارس در زمان شاه عباس صفوی بودندوقشم وهرمز وبنادرجنوب از چنگ پرتقالیها آزاد کردند اما اینک نظر شمارا به نوشته ای از تاورنیه مورخ اروپایی جلب می نمایم:

امام قلی خان:

خان مذبور آخرین خان شیراز بود که در سلطنت شاه عباس وسعت حکومت او تا لار و سواحل خلیج فارس امتداد داشت ،فتح قسمت عمده یلار و هرمز  وسواحل خلیج فارسدر عهد شاه عباس بدست او شده بود،از دماغه ی جاسک تا بصره ،ونزدیک بود بصره را فتح نماید که خبر فوت شاه عباس رسید ومجبور شد دست از محاصره بردارد و وبه حفظ انتظامات مملکت بپردازد. شاه صفی نواده ی شاه عباس بنا به وصیت جدش به تخت سلطنت ایران جلوس کرد ، امام قلی خان بیش از اندازه متمول بود و همه کس اورا دوست می داشت وبه او احترام می گذاشتند ونخبه ی سربازان دلیر قشون ایران در زیر فرمان او بودند،دستگاه وتجملات او بسیار عالی و و مخارج او با مخارج شاه برابری می کرد،وچنانچه یک روز شاه در حالت انس و یگانگی میل دارم که تو روزی یک محمودی از من کمتر خرج کنی تا یک تفاوت میان پادشاه و یکنفر خان باشد. صفات حسنه ی امام قلی خان وهمت وسخاوت او محبت قلبی تمام مردم به طرف او جلب کرده بود ،زیرا که خدمات سپاهیان را به بهترین وجهی پاداش می داد،اهل علم وادب را تشویق و ترویج می کرد ،خارجه وغرباء را دوست میداشت ومخصوصا در نشر علوم و صنایع اهتمام ومراقبت تام می نمود.

در شیراز یک مدره برای تربیت جوانان و چندین کاروانسرا در شهر و شوارع(خیابان) برای آسایش مسافرین بنا کرده بود ، وبرای نزدیک کردن راه کاروان کوه ها را بریده با پلهای معجزه آسا و طاق های عظیم از این کوه به کوه دیگر کشیده ،عبور از رودخانه ها و سیلابها را تسهیل نموده بود ،بطوریکه عقل انسان از دیدن آن بناهای حیرت انگیز مبهوت می شد.

   

  چون امام قلی خان پیر شده بود دیگر به اصفهان ودربار نمی آمد میل داشت در مقر حکومت خود شیراز که در کمال قدرت واحترام بود راحت باشد ، شاه هنوز خیلی جوان بود و مدار امور سلطنت در ید قدرت مادر شاه بود ، و اعتماد الدوله نسبت به امام قلی خان خیلی حسد می ورزید ،این دو نفر با هم کمال اتحاد را داشتند برای اینکه قدرت سلطنت خود را محفوظ بدارند ، نمی توانستند ببینند که در بار خان فارس عالیتر از دربار شاه باشد ،و از تمام ممالک محکومه ی خان که عبارت بود از شیراز ولار وهرمز وسواحل خلیج فارسکه خود خان وپسرهایش در آنجا با کمال استقلال حکمرانی می کردند دیناری عاید خزانه ی شاه نشود وعلاوه بر آن شاه دستی هم پول  برای مواجب قشون فارسبرای خان بفرستد ، وبیشتر وحشت وکدورت مادر شاه از پسر بزرگ امام قلی خان بود که خود را اولاد ارشد شاه عباس می خواند وبعضی ادعاها به مملکت داشت و جوان فعال جاه طلبی بود ، وباید دانست که پایه ی این ادعای او به چه شالوده ای استوار بود.                                                      پایان (قسمت اول)

                                        دنباله ماجرا چند روز دیگر در همین وبلاگ

منابع:

-اعلام الناس فی احوال بندرعباس(سدیدالسلطنه کبابی)

+ نوشته شده در  شنبه بیستم تیر 1388ساعت 7:52  توسط رئوف  | 

بوخو کجاست؟

در جنوب کشور پهناور ایران در دهانه خلیج فارس جزیره ی بزرگی به نام جزیره قشم واقع است، این جزیره به طول 125 کیلومتر (از شرق به غرب) و عرض متفاوت 10 تا 35 کیلومتر دارا می باشد مساحت این جزیره در حدود 1500کیلومتر مربع  می باشد،نوک شرقی آن شهر قشم و نوک غربی آن روستای باسعیدو است. در 105 کیلومتری شهر قشم  نرسیده به باسعیدو روستایی به نام "بندر دولاب " واقع گردیده  ا ست . مشرف به بندر دولاب در سمت جنوب کوهی وجود دارد به ارتفاع 350متر که بلندترین قله جزیره است این کوه را کوه "بوخو" می نامند.

 

 

در کوهپایه بوخو دشتی وجود دارد که اگر جزیره زمستان بارانی داشته باشد این دشت سرسبز گردیده که منظره زیبا ودلنوازی ایجاد می گردد،در زمستانها اهالی منطقه پس ازکوهپیمایی و پیاده روی به این دشت سرسبز رسیده ایام خوشی را سپری می کنند ، از جاذبه های منحصر بفرد دشت بوخو حیات وحش آن است که شامل حیواناتی نظیر:خرگوشها آهوان و روباهای این دشت می باشد که در مسیر ودشت بوخو منظره جالبی را برای هربیینندهای ایجاد می کند ، طول علفهای دشت بوخو به بیش ازیک( 1)متر هم می رسد به طوریکه وقتی در وسط این علفها می روی فقط سرها نمایان شده ودیگر اعضاء بدن در لابلای علفها مخفی می گردد.

 علاوه بر جاذبه های توریستی این دشت ، عسل خوشمزه وطبیعی این منطقه  است که از شهد گلهای درختان (کنار ،چت ) و گیاهان کوهی  عمل می آید ، زنبورها در چهار فصل درون غارها،گودالها ولابلای شاخه های درختان عسل عمل آوری می کنند و اهالی بومی منطقه در گشت وگذار در دشت وکوهها به این عسل ناب دسترسی پیدامی کنند وجهت فروش و استفاده از آنها بهره برداری می کنند، یک لیتر از این عسل در حدود 30000تا 40000تومان  بفروش میرسد. انواع این عسلها عبارتند:   عسل پُل چتی ، عسل کُناری و عسل بهاری

 

این ویژگیهای منحصربفردبوخومیباشد این دشت زیبارابه  "بوخو سرزمین رویاها "تبدیل کرده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 7:53  توسط رئوف  |